
وای خدای من تقریبا یک ساعت پیش تو اینستاگرام بهش پیام دادم نوشتم سلام آقای... درجا حتی نذاشت بشه پنج ثانیه . انگار منتظر بود و از خدا خواستهxa0 انگار هول شده بود و باورش نمیشد و در عین ناباوری مینوشت . انگار دستش و مغزش کار نمیکرد . نوشت سلام.. نوشتم خوبید با کمی مکث نوشت ممنونم شما چطورید؟ نوشتم خوبم مرسی شب پیام میدم ببخشید نوشت خواهش میکنم در خدمتم . . وای یه حسی دارم باور نکردنی نفسم بالا نمیاد ...
ادامه مطلب
اللن که مینویسم سشنبه ساعت سه و سی و نه دقیقه اس. xa0وارد چهارشنبه شدیم . خیلی حس بدی دارم . حس مردن . حس نادیده گرفته شدن .بد شدن حالم نتیجه دیدن فیلم خشم و هیاهو و دیدن فیلم دادگاه شهلا جاهد تو یوتیوب هم هست که به بدتر شدن حالم کمک کرده احساس میکنم احساسم نادیده گرفته شده. xa0دلم به عشقم خوش بود . این...
ادامه مطلب
بعد از یه مقدمه چینی مختصر یه بحث کوچولو سر گرفت گفتم نمیخوام بری سراوان انقدر حرف بی نتیجه زدیم چند دقیقه کنار هم نشستیم و پاهامونو دراز کردیم xa0و اهنگ گوش کردیم ... بعدش چند دقیقه کنار دریاچه وایسادیم و اومدیم خونه با تاکسی رفت خونشون منم اومدم بالا تو اپارتمان داشتم کفشمو در میوردم که اس مس اومد : دلم شکندی نه به خاطر این که گفتی نرو فقط به خاطر این که گفتی اسمت رو نیارم دلمو شکندی منم بهش گفتم : xa0دلت شکست که بعدا تاوان دلسوزی بیجامو ندم تویی که همه دلخوشیم شدی من هرکاری که تو دنیا کردم تا...
ادامه مطلب