عشق اولم هفت سال یکطرفه دوسش داشتم اما ازدواج کرد . با اینکه میدونست دوسش دارم .
خب من خیلی از ملاکاشو نداشتم . البته شاید فقط یکیش . که اونم قد کوتاهم هست . صد و چهل و هفت .
.
بعدش با اجبار با پسرعمم رفتن ازمایش خون دادم .
چون خانوادم کمبودامو میزدن تو چشمم .
که اونم فقط از رو لجبازی چون عشق اولم ازدواج کرد .
اما با پسرعمم 3 ماه بیشتر در ارتباط نبودم اونم هر روز جنگ و دعوا که تمومش کردم .
عشق آخرم هم اسم عشق اولم بود
تو عروسی پسرخالش دیدمش
از خدا ارزوش کردم . خدا بهم دادش .
اما اونی که میخواستم نبود
بعد یکسال و چهارماه بهم زدم .
الان که اینو مینویسم حدود ده روزه ازش بیخبرم کاملا .
برگرده هم قبولش نمیکنم به هیچ عنوان . یعنی تموم شده اس .
.
.
.
درسته خیلی نقشه ها دارم واسه امسالم اما خبر امشب ذهنمو درگیر کرده سر حریان طلاق عشق اولم .
ولی خب بهش فکر نمیکنم
ما را در سایت نوشته هام دنبال میکنید
برچسب: توضیحات, نویسنده: بازدید: 8