گفتم نمیخوام بری سراوان
انقدر حرف بی نتیجه زدیم
چند دقیقه کنار هم نشستیم و پاهامونو دراز کردیم و اهنگ گوش کردیم ...
بعدش چند دقیقه کنار دریاچه وایسادیم و اومدیم خونه با تاکسی
رفت خونشون منم اومدم بالا تو اپارتمان
داشتم کفشمو در میوردم که اس مس اومد :
دلم شکندی نه به خاطر این که گفتی نرو فقط به خاطر این که گفتی اسمت رو نیارم دلمو شکندی
منم بهش گفتم :
دلت شکست که بعدا تاوان دلسوزی بیجامو ندم
تویی که همه دلخوشیم شدی
من هرکاری که تو دنیا کردم تاوان همشو دادم
تو تاوان هیچکدوم از حماقتای من نیستی که راحت از دستت بدم
نمیذارم دیگرون همه چیمو ازم بگیرن
نوشته هام...ما را در سایت نوشته هام دنبال میکنید
برچسب: شب اول عروسی,شب اول قبر,شب اول,شب اول ازدواج,شب اول عروسي,شب اول عقد,شب اول, فیلم,شب اول عروسی افغانی,شب اول ماه رمضان, نویسنده: بازدید: 9