بغل کرده بودم و بغض کرده بودم و گریه میکردم .
یه آقایی با کت و شلوار سفید اومد پیشم گفت میدونم حالت خوب نیست اما میخوایم براش سفره بندازیم . بنظرت رنگ روبانایی که میبندیم به غذاهای بسته بندی شده چه رنگی باشه؟ منم گفتم قرمز و مشکی .
وایییی خیلی حس بدی داشتم . تو خواب داشتم میمردم
خداکنه هرجا هست سالم باشه
امروز صبح خوابمو واسه مامان و عروسمون تعریف کردم
مامان گفت عمرش درازه نگران نباش . جوونه خدانکنه مشکلی داشته باشه.
یهو من گفتم خدا نکنه مشکلی داشته باشه اگه بمیره منم میمیرم و گریه ام گرفت .
خدایا خودت مواظبش باش
چه روزگاری دارم خدایا
مامانم میدونه چقد دوسش دارم و باورم کرده
ما را در سایت نوشته هام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6