نامه ای که چند ماه پیش . بی مناسبت برایت نوشتم عشقم

خرید بک لینک
چند روزی میشه که دیگه هیچی نمیتونه خوشحالم کنه

این حس و حال ، درست وقتی اتفاق میوفته که دست از همه چی میکشی .

مثل من ، که از همه چی دست کشیدم و دستای تورو گرفتم .

دستای مردی که مثل کوه پشتم و شونه به شونه کنارمه .

کسی که همیشه بوی گرون ترین عطر دنیارو میده ، بوی اعتماد ...

کسی که قلبش مقدس ترین و پاک ترین و آغوشش امن ترین جای دنیاس .

تو ، کنار خودت نیستی که بدونی حضورت چه آرامشی داره

تمام دنیارو در عرض چند ثانیه بهم میدن ، همون چند ثانیه ای که تو میخندی

همیشه فکر میکردم فقط خدا بخشنده و مهربونه ، تو بعد از خدا ، خدای من شدی . میدونستی؟

ممکنه تو زندگیم بعضی از فرصتهامو از دست داده باشم اما این روزها کنار تو ، فرصت زندگی کردن رو بدست اوردم ، خیلی شیرینه ، خیلی

بعضی وقتا فکر میکنم همش خوابه ، همون وقتایی که دلم از جونم گفتنت میریزه و از عاشقونه ترین لحظه هامون جدا میشیم و میگیم بسه ! انقدر محو خوبیات شدم که یادم رفت از خودم بگم...

من چند جمله بیشتر نیستم

خنده های از ته دل ، آرزوهای کوچیک ، دل حساس ، خواستن و خواستن و خواستن تو .

من فقط با تو همه چیز رو باور میکنم ، زندگی ، عشق ، خدا و تپش قلبمو .

مرد من ، کامرانم

تو ، همیشه حال خوب من بمون .

نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: نامه ای که موریانه خورد,نامه ای که هرگز فرستاده نشد,ای نامه که میروی بسوی حسین,ای نامه که میروی به سویش,ای نامه که میروی بسویش,ای نامه که میروی,زان نامه ای که دادی,با گذرنامه ای که رو جلدش, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 22:29

صفحه بندی